header
  • صفحه اصلی
  • مرکز نیکوکاری گلشن
  • کانون فرهنگی و هنری گلشن
  • گزارش تصویری
  • تماس با ما

استاد سید مجتبی نور مفیدی در مصاحبه اختصاصی با نشریه پنجره باید ضمن استفاده از فرصت سرعت و وسعت انتقال پیام در این شبکه ها مراقب خطرات آن نیز بود.

می 7, 2016adminدسته‌بندی نشده

حتی در کشورهای غربی که منشأ تولید برنامه های مبتذل هستند تعداد کاربرانی که به این برنامه ها رجوع می کنند بسیار ناچیز است. شبکه های اجتماعی همانند هر پدیده دیگر ظرفیت ها و امکاناتی دارند که باید به درستی شناخته و مدیریت شوند. واژه «تلگرام» دو بار در سپهر سیاسی، اجتماعی و فرهنگی جامعه ایرانی،

طنین بلندی داشته است. یک بار در دوران مشروطه که تاثیر شگرفی بر مناسبات اجتماعی و سیاسی ایران نهاد، اما با وجود همه تاثیرات شگرف، بر سبک زیستی مردم سایه نینداخت. اکنون یک قرن بعد، موجودی با همان نام، اما قدرتمند‎تر و موثرتر، بر تمام ساحت‎‎های حیات مردم سایه افکنده و زندگی خصوصی و عمومی مردم را تحت شعاع قرار داده است. بسیاری هم‎زمان که از این شبکه و شبکه‎‎های مشابه استفاده می‌کنند و وجوه مثبت آن را انکار نمی‎کنند، به معنی واقعی کلمه دلواپس و نگران آن‎ هستند که این موجود، انسان مسلمان ایرانی را چنان در پیچ و خم‎‎های دنیای مجازی، سردرگم کند که دیگر نتوان رگه‎‎های کلان زیست بوم دینی و فرهنگی را در آن مشاهده کرد. به‎راستی رسانه‎‎های موبایلی، بشریت را کجا می‎برند؟ تکلیف دین و باور‎های اخلاقی در این میان چه می‎شود؟ آیا باید نگران زایل شدن اخلاقیات باشیم یا اخلاقیات فربه‎تر از آن‎ هستند که این شبکه‎‎های قدرتمند، امکان تاثیرگذاری بر آن را داشته باشند؟ پاسخ این سوال‌ها می‎تواند در سینه فلاسفه اخلاق یا استادان ارتباطات باشد. اما شاید نگران‎ترین قشر در این زمینه کسانی باشند که به امر ترویج و تحقیق دینی مشغولند. سراغ استاد سیدمجتبی نورمفیدی، استاد دروس خارج فقه و اصول حوزه علمیه قم رفته‎ایم و سئوال‌های خود را درباره رسانه‎‎های موبایلی و وضعیت اخلاق و دین از او پرسیده‎ایم.

اساسا چگونه می‎شود که هر پدیده جدیدی در جامعه ما نگرانی تولید می‎کند؟ آیا دلیلش عقب‌ماندن برنامه‎‎های توسعه‎ای و جلو افتادن تکنولوژی است؟

به‎طور کلی نگرانی یا رضایت ما از ظهور پدیده‎‎های جدید تابع تلقی و درک ما از ماهیت و چیستی این پدیده‎هاست. تلقی و شناخت انسان از هر پدیده‎ای آن‌قدر مهم است که اگر فرضا از چیزی که ذاتا خطری ندارد و برای او مفید است تصویری خطرناک بسازد، این موجب نگرانی او خواهد شد. پس ریشه این نگرانی‎‎ها را باید در نوع تلقی از پدیده‎‎های جدید دانست. بر این اساس اگر بخواهیم به طور کلی، مجموعه نظراتی را که درباره فن‌آوری ابراز شده دسته‌بندی کنیم، سه نظریه اساسی را می‎توان ذکر کرد که به‌نوعی این نگرانی در هر سه نظریه قابل فهم است. سعی می‎کنم خیلی خلاصه به این نظریات اشاره کنم و نگرانی‎‎ها را در چهارچوب این سه نظریه توضیح دهم:
یک نظریه، نظریه ابزار‎گرایانه است به این معنا که فن‌آوری و تکنولوژی، ابزار و وسیله‎ای در خدمت اهداف انسان است نه اینکه خودش هدف باشد. طبق این نظریه ارزش فن‌آوری تابع اهداف غیرفن‌آورانه است و الا خودش فاقد معنا و به‎طور کلی خنثی است. نگرانی‌ای که به آن اشاره کردید در چهارچوب این نظریه ناشی از اهدافی است که در پدیده‎‎های جدید تعقیب می‎شود؛ به این صورت که یا خود فن‌آوری هدف شود یا آنکه اهداف غیر‎انسانی یا غیر‎دینی دنبال شوند.

نظریه دوم، نظریه ذات‌گرایانه است. طبق این نظریه فن‌آوری با ساختار وجودی انسان عجین شده است و جهان‌بینی او را شکل می‎‎دهد و نتیجه انقلاب تکنولوژیک زوال اصالت انسانی بوده است چون ما را به پذیرش و عمل بر‎اساس تفکر حسابگر وادار کرده است. طبق این نظر نگرانی مذکور کاملا مشخص است که بر چه اساسی استوار است.
و سر‎انجام نظریه سوم، نظریه اقتضا‌گرایانه است. بر‎اساس این نظریه هر پدیده تکنولوژیک، اقتضائات، ظرفیت‎ها، امکانات و محدودیت‎‎های خاصی دارد که با بررسی و شناخت دقیق و مدیریت صحیح آن‎‎ها می‎توان از آن استفاده کرد. بدیهی است نگرانی فوق‌الذکر در این نظریه می‎تواند به‎خاطر نشناختن اقتضائات و ظرفیت‎‎های آن پدیده یا فقدان مدیریت صحیح باشد.

حالا من در این مجال درصدد بررسی و داوری بین این نظریات نیستم ولی اجمالا می‎توان بر برتری نظریه سوم تاکید کرد. اگر این نظریه را برگزینیم آن وقت نگرانی که از رهگذر هر پدیده تازه‎ای در جامعه ایجاد می‎شود، کاملا قابل فهم است. مهم این است که این نگرانی طبق این نظریه در هر دو‎ وجهش به خود ما برمی‌گردد؛ یعنی یا به جنبه ادراکی ما مربوط است و یا به جنبه رفتاری ما. در گذشته موارد بسیاری پیش آمده که جامعه دینی در برابر پدیده‎‎های جدید موضع منفی اتخاذ کرده و اگر به‎درستی بررسی تاریخی انجام شود معلوم می‎شود که پس از کسب شناخت لازم و آمادگی برای استفاده از آن پدیده‎ها، کم‌کم موضع مثبت‎تری اتخاد شده و از آن‎‎ها بعضا برای اهداف دینی و اخلاقی استفاده شده است. به هر حال با توجه به مطالبی که بیان کردم پاسخ بخش دوم سوال شما هم معلوم می‎شود، یعنی یکی از عوامل نگرانی‎ها می‎تواند همانی باشد که شما اشاره کردید.

انسانی که به ابزار ارتباطی قدرتمندی به نام تلفن همراه هوشمند دسترسی پیدا کرده با چه مصائب و مواهبی مواجه است؟ این پدیده چگونه بر تحول هویتی انسان ایرانی تاثیر خواهد گذاشت؟ این کالای چندوجهی تا چه اندازه «مسئله» است و چگونه باید به آن اندیشید؟

تلفن همراه هوشمند به‎عنوان یکی از جلوه‎‎های تکنولوژی جدید همانند هر پدیده دیگری اقتضائات، ظرفیت‎ها، امکانات و محدودیت‎‎های خاصی دارد که باید به‎درستی شناخته و مدیریت شوند. همان‎طور که اشاره کردید بهرمندی از این تکنولوژی هم می‎تواند مصیبت‌زا باشد و هم به‌نوعی موهبت است. موهبت‎‎های این پدیده بسیارند، از جمله انتشار سریع و آزادانه اطلاعات و اخبار و امکان دسترسی به آن‎ها بدون کمترین هزینه، آگاهی از جدیدترین نظریات در عرصه‎‎های مختلف، امکان ارتباط با دورترین نقاط دنیا به‎صورت فردی و گروهی، تقویت پیوند‎های اجتماعی، تقویت ارزش‎‎های دینی و اخلاقی و انسانی، ایجاد امکان برابر برای بهره‎مندی از دانش و تجربه بشری و در مقابل مصیبت‎‎هایی هم که از رهگذر این پدیده می‎توانند دامنگیر ما شوند کم نیستند؛ از جمله جایگزین شدن فضای مجازی به‎جای ارتباطات واقعی و حقیقی، امکان دسترسی به فضا‎های مخرب، شکل‎گیری شخصیت‎‎های کاذب در شبکه‎‎های اجتماعی، هجمه گسترده دین‌ستیزان و اخلاق‌ستیزان به‌ پایه‎‎های اعتقادی و اخلاقی جوامع (با توجه به اینکه آنان در ‎این عرصه دست برتر را دارند)، امکان نقض حریم خصوصی افراد و بسیاری دیگر از این موارد.

ولی این به هر حال یک منازعه است. این پدیده در هر صورت کارکرد‎های خاص خود را دارد. می‎تواند فرهنگ‎سازی کند، انتقال و اشاعه فرهنگی داشته باشد، می‎تواند جامعه‎پذیری را رواج دهد، اطلاع‌رسانی،آموزش، تفریح و سرگرمی، تبلیغات و… همه از کارکردهای این پدیده است.

آنچه مهم است شناخت دقیق ماهیت این پدیده و مهارت استفاده از آن است. اگر ماهیت آن خوب درک شود و دانش عمومی نسبت به آن بالا رود و به خوبی مدیریت شود آنگاه می‎توان در این منازعه برنده شد.

البته این منازعه فقط مربوط به این موضوع نیست، همواره این درگیری وجود داشته است. به مرور که رسانه‎‎های سنتی مثل کتابت، خطابه، جدل، شعر، نقاشی و آموزش پدید آمدند، این منازعه وجود داشته است؛ یعنی دین‌ستیزان و اخلاق‌ستیزان از این ابزار استفاده کرده‎اند و در مقابل دین‌باوران و اخلاق‌مداران از همین ابزار استفاده می‎کردند. منتهی در هر دوره با توجه به میزان درک هر یک از طرفین و مهارت و مدیریت آن‎‎ها در استفاده از این وسایل، طرف برتر و غالب متفاوت بوده است. شما نگاه
کنید در دوران تسلط بنی‌امیه با استفاه از همین ابزار‎ها چه بر سر اخلاق و دین جامعه آمد و چگونه هویت اسلامی جامعه را دگرگون کردند.

نگرانی که الان وجود دارد این است که در جهان کنونی جریان تولید کالا‎های فرهنگی و ابزار‎های آن به نحو واضح و روشنی در دست کسانی است که نه‌تنها دغدغه دین، فرهنگ و اخلاق را ندارند، بلکه تلاش آن‎‎ها برای تهی کردن انسان از اصالت و هویت خویش است. در این فضا نگرانی‎ها بیشتر است. جامعه ایرانی هم در این میان مستثنی نیست. به هر حال همیشه هدایت کار سختی بوده و انبیاء (ع) در طول تاریخ با سختی‎های بی‎شماری مواجه بودند. درست است که فطرت انسان الهی است ولی از آنجا که انسان در عالم ماده زندگی می‎کند و با طبیعت مأنوس است، این‎ها او را احاطه کرده و جاذبه بیشتری ایجاد می‎کنند. حال اگر در این میان ابزار تمایلات شهوانی و لذت‎‎های طبیعی برای انسان فراهم شود و همواره ذهن او را به این سمت‌وسو هدایت کند، کار مشکل‎تر می‎شود. آنچه در این عرصه بسیار تعیین‎کننده است این است که ما واقعا این موضوع را جدی بگیریم و آن را یک مسئله بدانیم، مسئله‎ای که به‎طور دقیق باید درباره آن اندیشیده شود. متاسفانه ما معمولا درباره مسائلی از این قبیل با ساده‌اندیشی و سطحی‌نگری مواجه هستیم و بیشتر بر وجه تبلیغاتی آن متمرکز می‎شویم؛سمینار و همایش می‎گیریم و پوستر چاپ می‎کنیم ولی یک برنامه جامع و مدون نداریم. گویا می‎خواهیم فقط در فضای تبلیغاتی یکدیگر را اقناع کنیم و میزان اهتمام خود را به رخ یکدیگر بکشیم و طرف مقابل را به‎خاطر بی‎توجهی محکوم کنیم.

در همین زمینه مقام معظم رهبری هشدار‎ها و توصیه‎‎های مهمی داشته‎اند، اما واقعا چه کار مهمی صورت گرفته است؟ بعضی اوقات هم به‎جای حل مسئله، صورت مسئله را می‌خواهیم پاک کنیم. این دیگر مصیبت‌بار‎تر است. الان فرصت نیست که من به مصادیق آنچه گفته شد اشاره کنم. حداقل در
دو، سه دهه اخیر مواردی پیش آمده که برخی به‎جای حل مسئله، خواسته‎اند صورت مسئله را پاک کنند ولی سرانجام تسلیم شده‌اند و اوضاع بدتر از گذشته شده است. به هر حال اگر دیر بجنبیم آثار سوء این پدیده گریبان ما را خواهد گرفت و فرصت‎‎هایی را که از رهگذر آن می‎توانیم ایفای نقش کنیم از دست خواهیم داد.

در این شرایط، وضعیت دین در جوامع دینی چگونه می‎شود؟ آیا شبکه‎‎های موبایلی، دینداری و روح معنوی جامعه را تضعیف نخواهد کرد؟

این مسئله از دو منظر قابل بررسی است: دین می‎تواند از این ابزار استفاده کند. دین بنابر‎ ماهیت تبلیغی خود ناگزیر به تبلیغ است. در طول تاریخ همواره دین از این ظرفیت استفاده کرده است. در روش تبلیغ سنتی دو عنصر بسیار مهم و تاثیرگذار به چشم می‎خورد:
یکی عنصر مکان یعنی مسجد و دیگری عنصر شخصیت و اخلاق و رفتار مبلغ. این دو عنصر در کار تبلیغ بسیار موثر بوده و هستند. به‎طور کلی در مسئله هدایت، وجود الگو و شخصیت‎‎هایی که به‎عنوان مدل واقع می‎شوند و حضور آنان در جامعه، تاثیرات خاص خود را دارد. هم‎چنین مکان یعنی مسجد به‎عنوان مکمل اقدامات تبلیغی می‎تواند بسیار موثر باشد، ولی با ظهور رسانه‎‎های جدید به‌نوعی بین این دو عنصر و بین پیام، گسست به‎وجود میآید. این ‎جایگزینی به هر حال ضعف‎‎هایی را در مسئله تبلیغ ایجاد می‎کند. این مطلب حتی از طرف بعضی اندیشمندان غربی هم مطرح شده و می‎گویند: رسانه‎‎های جدید به‎ویژه تلویزیون ابزاری مناسب برای انعکاس پیام دین نیستند؛ چون مهم‎ترین خصوصیت یک برنامه دینی برخورداری از نوعی قداست معنوی است درحالی‌که تلویزیون یک ماهیت روانشناسی این جهانی دارد و ماهیت این جهانی را نمی‎توان به‎صورت آن جهانی مطلوب دین تغییر داد. به عقیده وی تلویزیون به‎دنبال آن است که آنچه مردم می‎خواهند به آن‎‎ها بدهد ولی هیچ یک از پیامبران (ع) آنچه مردم می‎خواستند به آن‎‎ها نمی‎دادند بلکه آن‎‎ها چیزی را عرضه می‎کردند که برای مردم ضروری و مفید بود. این یک نظریه افراطی است که من آن را قبول ندارم ولی به هر حال می‎تواند مبین گوشه‎ای از ضعف‎‎های رسانه‎‎های نوین باشد.

اما از سوی دیگر این رسانه‎‎ها فرصت‎‎هایی هم برای تبلیغ ایجاد می‎کنند. سرعت انتقال پیام و گستردگی مخاطبان آن جدا از مختصات رسانه‎‎های جدید است. این به هر حال یک فرصت است که در روش تبلیغ سنتی وجود ندارد. از منظر دیگر، تعارضی است که ممکن است بین پیام دین و پیام‎‎های غیردینی و غیراخلاقی به‎وجود ‎آید. به
هر حال سمت‌وسوی دین با کاری که رسانه‌های جدید انجام می‌دهند هم‌خوانی ندارد و لذا در تضاد با یکدیگر هستند. این قهرا مشکلاتی را ایجاد می‎کند. چون آن‎‎ها باور می‎سازند، نگرش ایجاد می‌کنند،آرمان می‎دهند، قداست‌زدایی می‎کنند یا قدسیت می‎بخشند که این کار آن‌ها در مقابل آرمان‎ها، باورها، نگرش‎ها و قداست‎‎های دینی است. لذا از این جهت هم تعارض‎‎هایی ایجاد می‎شود.

به هر حال متصدیان امر دین باید برای این دو مسئله چاره‎اندیشی کنند. یعنی ضمن استفاده از فرصت، سرعت و وسعت انتقال پیام و تبلیغ،مراقب خطرات جایگزین شدن آن به‎جای تبلیغ چهره به چهره باشند. به‎علاوه سهولت استفاده از رسانه‎‎های موبایلی هوشمند و امکان بهره‎‎مندی از انواع و اقسام پیام‎ها و تبلیغات غیردینی و غیراخلاقی و یا حتی ضد‎دینی و ضداخلاقی می‎تواند به تضعیف روح معنوی و دینی جامعه منجر شود و لذا باید با مهارت و
مدیریت درست و غنای محتوای پیام‎ها و نیز درک درست از ماهیت این رسانه متناسب با نیاز‎های مصرف‎کنندگان با قدرت در این عرصه ظاهر شوند. این دو مسئله نیاز به مطالعه و تفکر و برنامه‎ریزی و تربیت نیرو‎های ماهر و آگاه دارد. آنچه در این میان مهم است آشنایی دو سویه اصحاب دین و رسانه از ماهیت دین و رسانه است. کسانی که در این عرصه می‎خواهند فعالیت کنند هم باید دانش دینی داشته باشند هم دانش رسانه‌ای.

شاخص‎‎های فهم وضعیت دین در شبکه‎‎های اجتماعی را چگونه می‌توان طبقه‌بندی و آنگاه ارزیابی کرد؟

برای پی بردن به این مسئله باید مطالعات میدانی گسترده‎ای صورت بگیرد، آن هم در دو بعد سلبی و ایجابی. در وجه ایجابی باید دید رویکرد کاربران شبکه‎‎های اجتماعی به چه سمت‌وسویی است و بیشتر در چه حوزه‎‎هایی حضور موثر و پر رنگ دارند. در عرصه‎‎هایی هم که حضور دارند تا چه حد به موازین دینی و اخلاقی پایبند هستند؟ یا
مثلا اگر در گروه‎هایارتباطی حضور دارند گفت‎وگو‎ها درباره چه موضوعات و چه مسائلی است؟ شبهه‌ها و سوال‌های آن‎ها حول چه محور‎هایی است؟ علایق و تمایلات آن‎ها بر چه موضوعاتی استوار است؟ همه این مسائل با یک مطالعه میدانی گسترده و با یک طرح مشخص که مبتنی بر اصول علمی است قابل استخراج است. در بعد سلبی هم باید دید کاربران از چه موضوعات و مسائلی رویگردان هستند؟ نسبت به چه روش‎هایی گارد منفی دارند؟ با چه الگو‎هایی نمی‎توانند پیوند برقرار کنند؟ در چه ساحت‎‎هایی با دین اصطکاک دارند و… به هر حال این مطالعه میدانی می‎تواند مبنای طراحی یک الگوی صحیح و قابل ارائه قرار گیرد که هم از نظر شکل متناسب با ظرفیت‎ها و امکانات این رسانه باشد و هم از نظر محتوا قابلیت جذب مخاطبان را داشته باشد.

شبکه‎‎های موبایلی به‎خصوص تلگرام، اطلاعات، ‎خصوصا اطلاعات ممنوعه را به سهولت در اختیار اقشار مختلف به‎ویژه جوانان قرار می‎دهد. جوانان به آسانی به تصاویر و فیلم‎‎های مبتذل دسترسی دارند. در این شرایط برای حفظ روحیه معنوی و اخلاق در
جوانان چه باید کرد؟

متاسفانه این بخش از همان مواردی است که نه‌تنها روح معنوی جامعه را تضعیف و دینداری را سست می‎کند بلکه بنیان اخلاق اجتماعی را متزلزل و روح نشاط، فعالیت و تلاش را از جوانان سلب می‎کند.
مقابله با این تهدید انصافا کار ساده‎ای نیست. روی آوردن به این تصاویر همانند اعتیاد به مواد مخدر خطرآفرین است. در رابطه با این معضل نیاز به یک اقدام جامع و همه‎جانبه و گسترده است. یکی از مسائل مهم در این رابطه آگاهی‌بخشی است. آن هم آگاهی دادن به چند شکل مختلف:

آگاهی بخشی نسبت به هویت و اصالت انسانی و اینکه نیاز‎های جنسی بخش کوچکی از نیاز‎های انسان است نه همه آن. برجسته کردن سایر نیاز‎های انسانی و توجه به آن‎‎ها یک مسئله مهم است. جوانان باید بدانند حتی در کشور‎های غربی که منشاء تولید این برنامه‎ها هستند میزان کاربرانی که به این حوزه‎‎ها رجوع می‎کنند بسیار ناچیز است. بسیاری از جوانان در کشور‎های پیشرفته عمدتا در حال کوشش و تلاش برای رشد علمی خود هستند. نکته دیگری که در این رابطه می‎تواند مورد توجه قرار گیرد پر کردن اوقات فراغت جوانان است. هر چه اوقات فراغت کمتری فراهم شود امکان رجوع به این برنامه‎‎ها کمتر می‎شود. باید با برنامه‎ریزی دقیق شرایط حضور جوانان در فعالیت‎‎های ورزشی، اجتماعی، علمی مهیا شود. مسئله دیگر امید به آینده است. جوان امیدوار به آینده و دارای برنامه برای دستیابی به هدف، تلاش خویش را معطوف به رسیدن به آن هدف می‎کند و وقت خود را صرف این امور بی‎ارزش نمی‎کند. در کنار همه این‎ها، آگاهی‎‎های دینی و معارف الهی و عمل به احکام، عبادت و درک لذت‎‎های معنوی سهم به‌سزایی در کاهش این خطرات دارد.

آیا شما اعتقاد دارید که برای تلگرام باید منشور اخلاقی خاصی تدارک دید؟ آیا می‎توان به غیر از برخورد‎های فیزیکی از جمله حذف کانال‎‎ها و گروه‎های منکر از روش‎‎های نرم بهره برد؟

قطعا این‎طور است. امروز وقتی برای فوتبال که یک ورزش کاملا سالم است منشور اخلاقی تدارک دیده می‎شود،باید برای تلگرام که چنین مخاطرات مهمی دارد منشور اخلاقی تهیه شود، ولی آنچه در این میان باید مورد توجه قرار گیرد این است که به صرف تهیه و تدارک یک منشور اخلاقی مشکل حل نمی‎شود. مهم آن است که این نیاز و ضرورت در بین کاربران تقویت شود و همه به این نقطه برسند که برای حفظ خودشان و جامعه‎شان باید این قواعد تنظیم و رعایت شود. این خاصیت جوامع است. من گمان می‎کنم چون در ابتدای راه هستیم، بخشی از اتفاقات قهری است ولی به مرور از درون همین شبکه‎‎ها قواعدی متولد خواهد شد که مردم و کاربران، خود را ملزم به رعایت آن می‎دانند.

برخورد‎های حذفی هم لازم است، اما همان‎طور که اشاره کردید کافی نیست. این مثل مواد مخدر است که باید امکان دسترسی به آن را ضعیف کرد و از بین برد ولی اگر این به تنهایی کافی بود این همه مشکل نداشتیم. مهم آن است که در کنار این برخورد‎های حذفی، ما جایگزین مناسب داشته باشیم. اگر چیزی را می‎گیریم به‎جای آن چیزی ارزشمند بدهیم.

باید به جایگزین‎‎های مناسب فکر کرد. در طراحی روش‎‎های نرم لازم است به اثرات بلندمدت آن توجه شود. برخی روش‎ها آثار کوتاه‌مدت دارند. این‎ها می‎توانند مسکن باشند ولی احتمال میل به رجوع مجدد و تمایل به استفاده از این کانال‎‎ها را از بین نمی‎برند. به هر حال هر چه هست باید متناسب با الزامات این شبکه‎ها و نیاز مخاطبان و مطابق ذوق و سلیقه مصرف‎کنندگان باشد

پست قبلی مراسم گرامیداشت مقام معلم- مسجد جامع گلشن پست بعدی بازدید آیت الله سید مجتبی نورمفیدی از کانون حمایت و مراقبت از بیماران صعب العلاج ایرانیان

فهرست

  • تفسیر قرآن کریم
  • کانون فرهنگی و هنری مسجد جامع گلشن
  • مرکز نیکوکاری مسجد جامع گلشن
  • گزارش تصویری
  • گالری تصاویر
  • ثبت نام کلاس
  • پویش انفاق
  • تماس با ما

پیوند ها

کلیه حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به کانون فرهنگی مسجد جامع گلشن